السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )
252
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )
از آن بر جزيى از اجزاى بالقوهء آن مقدار كوچك منطبق شود . در پاسخ بايد گفت : انطباع كبير در صغير محال است و اين يك امر بديهى است ، هركس با اندك توجهى مىيابد كه يك كوه بزرگ نمىتواند در كف يك دست جاى گيرد ، گرچه آن كف بىنهايت جزء بالقوه داشته باشد . سخن مذكور در واقع شبههاى است در برابر يك امر بديهى ، و لذا نبايد بدان اعتنا كرد . براى روشن شدن مغالطهاى كه در اين گفتار راه يافته ، بايد به اين نكته توجه كرد كه بزرگى و كوچكى از اوصاف كم متصل - يعنى خط و سطح و حجم - است ؛ ولى عدم تناهى كه در بيان مذكور آمده ، وصف براى عددى است كه بر اجزاى فرضى يك مقدار عارض مىشود ، يعنى وصف براى كم منفصل است . بنابراين ، نامتناهى بودن تعداد اجزاى فرضى ، اشكال وارد بر كوچك بودن حجم را دفع نمىكند . افزون بر آنكه اين عدد غير متناهى هرگز فعليت نمىيابد ، چراكه اجزاى ياد شده بالفعل وجود ندارند . آنچه بالفعل موجود است يك مقدار واحد است و هرگاه تقسيمى صورت پذيرد يك عدد خاص و محدود از اجزاء تحقق مىيابد . « 1 » پاسخ اشكال پنجم اشكال فوق در صورتى وارد مىشود كه صورتهاى ادراكى جزيى - كه عبارتند از صورتهاى حسى و صورتهاى خيالى « 2 » - مادى بوده و احكام ماده ، از جمله محال
--> ( 1 ) . ر . ك : تعليقة على نهاية الحكمة ، ص 69 ، شمارهء 50 . ( 2 ) . ادراكات انسان از خارج بر سه قسم است و به بيانى داراى سه مرتبه است : الف . صورتهاى حسى كه عبارت است از صورتهايى كه در حال مواجهه و ارتباط مستقيم ذهن با خارج ، با به كار افتادن يكى از حواس پنجگانه يا بيشتر در ذهن منعكس مىشود ، مثل صورتى كه هنگام مواجهه با دوست خود از آن وى در ذهن پيدا مىشود و يا حالتى كه به هنگام صحبت كردن كسى در خود مىيابيم و از آن به شنيدن تعبير مىكنيم . ب . صورتهاى خيالى ؛ صورت حسى پس از محو شدن ، اثرى از خود در ذهن به جاى مىگذارد و يا به تعبير قدما ، پس از پيدايش صورت حسى در قوهء حاسه ، صورت ديگرى در قوهء ديگرى كه آن را خيال يا حافظه مىناميم ، پيدا مىشود ، و پس از آنكه صورت حسى محو شد آن صورت خيالى باقى مىماند و هر وقت انسان بخواهد آن صورت را احضار مىنمايد . صورتهاى حسى و خيالى هردو جزيى هستند و بر مصاديق كثيره منطبق نمىشوند . ج . صورتهاى عقلى ؛ ذهن انسان پس از ادراك چند صورت حسى و خيالى جزيى مىتواند صورت كلىاى بسازد -